هنر های سنتی

اقتصاد و معیشت مردم استان از دیرباز بر پایه اقتصاد کشاورزی و دامداری استوار بوده و به همین سبب مردم اغلب به صورت خودکفا زندگی می کنند. زنان سیستانی و بلوچ صبور، بردبار و با ذوقی سرشار بیشتر وسایل خانه را خود در زیباترین شکل درست می کنند. از تهیه پارچه تا دوخت و تزیین پوشاک و بافت نفیس ترین نقوش بر فرش و گلیم و جاجیم، همه و همه نشانگر هنر ناشناخته زنان سیستان و بلوچستان است مردان نیز به فراخور فرصتهای پیش آمده، در کنار کشت و دامداری، به تهیه مصالح و ابزار کار می پردازند تا در این کارها نیز یاور همسر خویش شوند. شباهتهای نقوش بکار رفته بر روی آثار هنری توسط هنرمندان از دیر باز تاکنون توجه هر بیننده ای را به خود جلب می کند. این مطلب را می توان با بررسی برخی از ابزار و آثار به جای مانده از تمدن های گذشته منطقه مشاهده نمود اگر در کلپورگان نقش بر سفالی زده می شود و یا زنی در چانف نقش بر سوزن دوزی خویش می نشاند نقش جان دل بر پارچه و سفال خود زده است و چون همان نقش را بر سفال به جا مانده از هزاران سال پیش می بیند آن هنگام پیوند عمیق لحظه ها و قرنها را در تمدن و هر منطقه حس خواهید کرد.

سوزندوزی

سوزن دوزی عبارتست از کارهای دست دوزی که تنها با مدد دستان توانا و فکر خلاق هنرمندان بر عرصه پارچه جاودان می گردد. انواع محصولات سوزندوزی عبارتند از : رومیزه، سجاده، کوسن، روتختی، جانماز، سفره عقد، اشارپ، پشتی و ...

عمده تریت مراکز سوزندوزی استان می توان به اسپکه، بمپور، فنوج، ایرانشهر پیپ، مته سنگ، چانف نیکشهر، روستاهای ایرندگان و مارندگان خاش، جالق، سوران، گشت، کله گان سراوان و همچنین زاهدان اشاره نمود.

خامه دوزی

خامه دوزی یا خمک دوزی واژه محلی خامه دوزیست که سفید دوزی نیز خوانده می شود. از هنر خامه دوزی در تزئین لباس، جانماز، کوسن ورومیزی استفاده می شده است.

تاریخ و قدمت هنر خمک دوزی را می توان با زمان ظهور ابریشم در سیستان مصادف دانست و آنچه که به تحقیق مشخص شده اینست که در نخستین نوشته های اسلامی سیستان مکان تولید بهترین بافته های ابریشمی و پشمی توصیف شده است و جالب است که بگوییم سیستان با داشتن باغهای فراوان توت یکی از بزرگترین مراکز تولید ابریشم بوده است در حالی که بسیاری به اشتباه گمان می کنند ابریشم همواره از چین به سیستان وارد می شده و سیستانیها در تولید ابریشم هیچ نقشی نداشته اند در حالی که منابع تاریخی از وجود کارگاههای تولید پیله و ابریشم در روستای چلنگ زابل حتی در حدود صد سال قبل خبر می دهند اوج این هنر را همچون دیگر هنرها و صنایع سیستان می توان به دوره اشکانی و ساسانی نسبت داد.

دلیل خواندن این هنر ظریف و زیبای اصیل سیستانی به این نام اینست که در گذشته ابریشم به صورت خام یعنی بدون هیچ پرداخت و یا اعمالی از قبیل رنگرزی و پخت یا سفید کاری مورد استفاده قرار می گرفته است و همین امر دیلی بر نامیدن این هنر بدین نام است.

سیاه دوزی

نوعی سوزندوزی است و این نوع دوخت برای تزئین پیش سینه و سر آستین لباس بکار می رود وتنها از نخ سیاه رنگ  که معمولاً ابریشمی است استفاده می کنند. شیوه کار بدین ترتیب است که با دوخت دندان موشی به هم چسبیده نقشهایی را به شکل مثلث بر روی لباس می دوزند و بین این دندان موشی ها گاهی از دوخت زنجیره استفاده می شود.

پریوار دوزی

این نوع دوخت پلیوار نیز نامیده می شود که نوعی گلدوزی بر روی پارچه می باشد. مواد اولیه و ابزار کار همانند سایر رشته های سوزندوزی، نخ، پارچه و سوزن است. دوخت مستقیماً بر روی جامه دوخته میشود و مانند سوزندوزی بلوچ به پارچه ای با تار و پود منظم و عمود بر هم نیازی نیست. زمینه کار پارچه است که تنها قسمتهایی از کل زمینه با دوخت پر میشود این هنر در میان اهالی بومی رایج است و در روستاهای شهرستان سراوان و ایرانشهر بکار می رود پریوار، بیشتر بر روی حاشیه روسری و اشارپ زنان بلوچ بکار می رود و در بعضی مناطق مانند ایرندگان بر روی لباس در قسمت پیش سینه، سر شلوار و دور آستین دوخته می شود همچنین در روستاهای چانوف، شکیم و ... با استفاده از نخ ابریشم بر روی کلاه، عرق چین، سرمه دان، بازو بند، جلد دعا و ... گلدوزی می کنند.

حصیر بافی

هنر حصیر بافی جایگاهی ویژه در زندگی مردمان سیستان و بلوچستان داشته است هنری با پیشینه ای به درازای شهر سوخته و دریاچه هامون. حصیر بافی در منطقه سیستان با گویش خولک بافی و در منطقه بلوچستان با گویش تگرد تلفظ می شود. که از نظر نوع مواد اولیه با هم تفاوت زیادی دارد. خولک بافی از ساقه های نی و تگرد از برگ درختان خرمای وحشی (داز) بافته می شود. محصولات تولیدی حصیر بافی سیستان عبارتند از: پرده، سایبان و توتن (نوعی قایق حصیری) و از محصولات تولیدی بلوچستان می توان به روپگ (جارو)، پروند (کمربند)، سواس (کفش)، سمان (زیر انداز)، سفت (جانماز)، کچو (خورجین)، کپات (سبد کوچک) و ... اشاره نمود.

مهمترین مناطق تولید حصیر بافی سیستان در شهرستان زابل و روستاهای حاشیه کوه خواجه می باشد و از مناطق تولیدی حصیر بافی بلوچستان می توان به نیکشهر، سراوان و سرباز اشاره نمود.

سفال

سفال در بلوچستان با نام وستای کلپورگان در امیخته است. روستای کلپورگان در نزدیکی شهر مرزی سراوان واقع شده و سابقه ای طولانی در سفال سازی دارد که این سابقه به پنج الی هفت هزار سال می رسد. زنان بلوچ با استفاده از خاک رس اطراف محل سکونتشان به ساخت ظروف می پردازند.. ظروف سفالین به دلیل نوع خاک منطقه بعد از پخت به رنگ قرمز در می آیند که این ویژگی سفال کلپورگان را از سفالهای سایر مناطق ممتاز کرده است. ساخت سفال در حال حاضر در کلپورگان سراوان، روستای کوه متیک سرباز و هلونچکان نیکشهر انجام می شود از محصولات تولید شده توسط زنان بلوچ می توان به کوزه، چلیم، بشقاب، کاسه، قندان، سینی، گلدان، قوری، اسپند دود کن، خمیردان و جا ماستی اشاره کرد.

زنان سفالگر کلپورگان از چرخ سفالگری استفاده نمی کنند آنها سفالها را با دست می سازند و برای تزیین سطح آن از اشکال خاص هندسی که قدمتی چند هزار ساله دارد استفاده می کنند. برای تزیین سطح سفالها از درهم آمیزی آب، تیتوک (tytok) سنگی که از کوه بیرک در نزدیکی محل بدست می آورند استفاده می شوند سپس سفالگر با کمک یک تکه نازک چوب خرمای وحشی که به اندازه چوب کبریت است طرح را بر روی سفال نقش می زند. رنگ این نقوش قبل از پخت سفال به صورت قهوه ای متمایل به قرمز است و در اثر حرارت به رنگ سیاه تبدیل می شود.

سکه دوزی

این هنر به دلیل مصارف تزیینی و زینتی اش پس از سوزندوزی جایگاه ویژه ای در صنایع دستی بلوچستان دارد. در این هنر، از مواد و مصالحی مانند آینه های ریز و درشت، پولک، منجوق و مروارید، خر مهره، دکمه صدفی، نوار یراق، پارچه، سکه و صدف استفاده می شود و محصولات آن بیشتر در جشنها، مراسم شادی و ازدواجها مورد استفاده قرار می گیرد. مثلاً نمونه هایی از سکه دوزی را بر گردن شتر و رختخواب عروس می اندازند و تزیین می کنند. بدلیل زیبایی محصولات سکه دوزی و استقبال مردم تنوع و نوآوری در این هنر بسیار زیاد است و بصورت دیوار کوب هم از آن استفاده می شود.

گلیم بافی

آنچه در تاریخ آمده اینست که با آمدن سکاها به استان تحولی در این منطقه صورت گرفت کمترین چیزی که امروز می توانیم بگوییم این است که بافته های منطقه تحت تأثیر هنر سکاها تحولی عظیم یافت زیرا این قوم در قرن 5 ق.م قالی، گلیم و نمد تولید می کرده اند. شهرت بافته های سیستان در دوره اسلامی نشان از یک هنر پر سابقه و کهن دارد. در گذشته مردمان این منطقه نیز مانند سایر اقوام کوچ رو در چادر زندگی می کردند و از گلیم به عنوان زیر انداز، پشتی، سفره آرد و نان، خورجین و کیسه های نمک استفاده می شد برای تزیین آن از خر مهره، صدف، سکه، منگوله و سنگهای زینتی بهره می گرفتند. نقوش گلیم سیستان بصورت هندسی، ذهنی و راه راه بر گرفته از محیط اطرافشان است. رنگبندی تیره گلیم این منطقه را از سایر گلیم های مناطق دیگر متمایز می کند.

زیور آلات سنتی

وجود کوره های ذوب فلز در این منطقه که شاید قدیمی ترین کوره های فلز در جهان باشد. تاریخچه بیشتر نگاره ها و نقشها و روشهای تزیینی زیور آلات به روزگاران باستان بر می گردد. هنر زیور آلات سنتی در این منطقه آمیزه ای از هنر مینا کاری، مرصع کاری، مشبک کاری، منبت کاری و کنده کاری است. این هنر دارای تنوع بی نظیر محصولات (بیش از 50 گونه ی مختلف) است که می توان به در (گوشواره)، چوری (النگو)، سربند، کپگو (گردن بند) و تاسنی (سنجاق سینه) اشاره نمود.

۱۴ آبان ۱۳۹۳ ۰۹:۳۶